وبلاگ سازمان بین المللی دانشگاهیان

” استاد ضد ضربه س”

ترم ۱ لیسانس بودم …

ترم ۱لیسانس بودم و هنوز تو حال و هوای مدرسه و نوجوونی و البته ضد ضربه !!

هنوز مثه قدیماا صندلی جلو می‌نشستم و  با کلی خودکار رنگی جزوه می‌نوشتم!

آخ آخ اون روز کذایی رو که می‌خوام ازش بگم ریاضی ۱ داشتیم و از قضا استادشم آقا بود.( اینو فقط یه خانوم می‌فهمه که جلو آقا سوتی دادن یعنی چی؟؟؟)

استاد پرسید: کی ماشین حساب داره باخودش؟ می‌خوام این قسمتو برا من حساب کنه.

منم سریع گفتم: من!!

بعدشم اون ماشین حساب خوشگلمو که تازه برای کلاس ریاضی خریده بودمو با کلی وسواس و آروم از تو کیفم درش آوردم.  شروع کردم به محاسبات…

محاسباتم تموم شد و استاد منتظر جواب بود. تا خواستم جواب استادو بدم همون لحظه بغل دستیم طی یه عملیات انتحاری خفن بلند شد. می‌خواست از کلاس بره بیرون. بلندشدنش همانا و نقش برزمین شدن تمام دفتر و دستک و باکس رنگین کمان من همانا. 😩😩😔😔

جوری که آه از نهانم بلد شد و با کلی مشقت رفتم و از زیر نیمکت های چوبی با اون فاصله های کمی که بین ردیف ها بود، مداد رنگی های نازنین و جامدادی خاک و خُلیمو جمع کردم … اما… هرچه دنبال ماشین حساب مفلوک و در بدرم  گشتم ندیدمش تا این که کاشف به عمل اومد، بببببببهلع !!!!! جانِ جانان به آخرین نقطه کناری کلاس با چنان شتابی پرت شده  که داد میزد دیگه حافظش پوکیده و ۲٫۲ تارم یادش نمیاد چه برسه به اون دو پاراگراف محاسبات آقای استاد!!!!!
استاد که رد نگاه درمونده منو دید گفت: خانوم بلندشو برش‌دار چک‌کن ببینم سالمه؟؟

استاد نگران چی بود؟

حالا نمیدونم استاد واقع نگران حال ماشین حساب من بود یا نگران جواب محاسبات خودش؟

منم از اونجایی که بسی خانوووووم بودم گفتم استاد بعد از درستون برش میدارم😉.

استاد ی سری تکون داد و رفت. اما گویا اون ماشین حساب بدبخت رو اعصاب و روان  آقای دکتر بود چوت همونجوری که داشت میرفت یهویی برگشت با یه لحن اعصاب داغون مانند گفت: دختر خوب مگه بهت نگفتم بردار چکش کن؟؟

منم اون لحظه انقده هول شده بودم از این لحن استاد که نفهمیدم چیشدو چی دارم میگم..یهو یه نگاه به اون ماشین حساب وا رفته کردم و گفتم: استاد ضدضربه س!!!!
این ضد ضربه مصادف با انفجار خنده ۳۵دانشجو و خنده ریز ریز استاد بود!!!! و تامدتها سوژه بودم اینجانب!

فقط اینکه خدا به همتون رحم کرد که بنده در حال طی کشیدن پله های ترفیم وگرنه الان داشتم مقاله ای در جهت تعیین اصول فهم ظاهری ضد ضربگی اشیا من جمله خودروهای داخلی بودم.

ملیحه علمداری

1 نظر